شيخ ذبيح الله محلاتى

16

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

مقال هم من زايل گرديد و اندوه برفت و دل و اعضا قوت گرفت برخواستم با آن جوان روان گرديدم و حالت غريبى از او مشاهده كردم گويا به هر طرف كه رو مىآورد خلق مقهور او بودند بىاختيار كوچه مىدادند و بكنار مىرفته‌اند به‌طورىكه با آن جمعيت من صدمهء مزاحمت نديدم تا آنكه داخل مسجد الحرام شدم اين وقت به من فرمود نيت كن پس روانه گرديد مردم قهرا كوچه مىدادند تا آنكه بحجر الاسود رسيد و حجر را بوسيد و به من اشاره فرمود بوسيدم پس روانه گرديد تا آنكه بمقام اول رسيده توقف كرد و اشاره بتجديد نيت كرد و ديگربار تقبيل حجر الاسود نمود و همچنين تا آنكه هفت شوط طواف را تمام كرد و در هر شوط و دورهء حجر الاسود را تقبيل كرد و مرا هم به آن امر فرمود و اين سعادت همه‌كس را ميسر نمىشد خصوصا بدون مزاحمت پس از براى نماز طواف بمقام رفت و منهم با او رفتم و پس از نماز فرمود ديگر عمل طواف تمام گرديد من چند دانه اشرفى با خود داشتم با كمال اعتذار به خدمت او گذاردم اشاره فرمود برادر من براى خدا اين كار كردم و بسمتى اشاره فرمود كه مادر و ياران تو آنجا هستند به آنها ملحق بشو چون به آن سمت برگشتم و ديگربار نظر كردم او را نديدم پس به زودى خود را بنزد ياران و مادرم رسانيدم ايشان در امر من متحير و سرگردان بودند چون مرا ديدند مسرور گرديدند و از حالم پرسيدند واقعه را بيان كردم تعجب كردند خصوص در آنكه هر دوره تقبيل حجر نمودم و صدمهء مزاحمت نديدم و نام خود را از آن شخص شنيدم پس از آن شخص معلم كه با ايشان بود پرسيدند كه اين شخص را در جمله معلمها مىشناسيد آن معلم گفت چنين شخصى را كه اين دختر وصف مىكند از جنس اين معلمها نيست بلكه كسى است كه به آن متوسل شده و پس از يأس دست بدامن او زده است همگى تحسين كردند و يقين كردند كه او حجة بن الحسن عليه السّلام بوده بانوى چينى و زنده شدن او بدست امام حسن ع سيد ولى اللّه بن سيد نعمة اللّه بن الحسنى الرضوى الحائرى در كتاب مجمع البحرين في فضائل السبطين بنا بر نقل نهاوندى در ج 2 ( العبقرية الحسان ) ص 158